رهبری افسانه ای شوید

become a legendary leader - داشتن فالورهای زیاد از شما یک رهبر واقعی نمی سازد ، حتی داشتن آرا زیاد در جامعه ، مخصوصا در دوران دیوانه واری که همه می توانند بدون به دست آوردن سکو ، روی آن بایستند - مولتی من - چند برابر شوید - توسعه مهارت فردی برای کسب ثروت و موفقیت

تمام رهبران بزرگ جهان  ، ابتدا شاگردان و پیروان بزرگی بوده اند.

اگر نتوانید پیرو باشید ، رهبر نخواهید شد.

 

 

در دنیای پاسخ های سریع ، ذهنیت های ریزموج و موفقیت های لحظه ای ، بسیاری از افراد در زمینه انتخابی خود چیزی را که برای رهبر واقعی شدن لازم است ، از دست می دهند.

نخست باید بدانیم : رهبری یعنی چه؟

تام پیترز ، مشاور مدیریت می گوید : “رهبری در حد جهنم گیج کننده است.”

آیا شخصی با چندین پیرو می تواند رهبر حساب شود؟ خیر.

اگر اینطور بود باید هر شخصی که دارای فالور های زیادی در شبکه های اجتماعی هستند را رهبر تلقی کنیم. اینجاست که ضرب المثل “هر گردی گردو نیست” صدق می کند.

آیا هر شخصی با عنوانی برجسته یا سمتی بالا رهبر تلقی می شود؟ خیر . این فقط قدرت موقعیتی است و قدرت موقعیتی زمانی کار می کند که سطحی از ترس در یک مجموعه حاکم باشد.

نظرتان درباره یک سخنران خوب چیست؟ رهبر بزرگی حساب می شود؟ خیر. این شخص هم رهبر نیست.

آیا حاضرید یک سخنور را برای جراحی بر روی قلبتان قبول کنید؟ یا استخدامش کنید تا شرکتتان را مدیریت کند؟

 

داشتن فالورهای زیاد از شما یک رهبر واقعی نمی سازد

حتی داشتن آرا زیاد در جامعه.

فاصله زیادی بین این و آن وجود دارد.

مخصوصا در دوران دیوانه واری که همه می توانند

بدون بدست آوردن سکو ، بر روی آن بایستند.

 

 

بیایید روراست باشیم. شما نمی توانید به طور مؤثر در مقابل کل کلاس بایستید تا زمانی که خودتان در راه رسیدن به آن کار کرده باشید.

در دنیایی جنون آمیز که همه می خواهند متخصص شوند و پیروان زیادی به دست آورند ، فراموش کرده ایم که شاگرد بودن چگونه است.

 

برای حضور در زمان موثر و انجام کار ، مشتاق باشید.

 

ما فراموش کرده ایم که داوینچی ۱۰ سال به عنوان پادو در حضور آندرئا دل وروکو شاگردی کرده است.

در حقیقت خیلی از متخصصان معتقدند که یکی از آثار بسیار معروف وروکو در اصل نتیجه تلاش های مشترک بین داوینچی و وروکو است. با این حال ، داوینچی اعتبار آن اثر را بدست نیاورد.

مشخصاً برای داوینچی مهم نبوده ، چون تجربه به دست آورده بود. به فکر شهرت و تشویق شدن نبود ، او متعهد به رسیدن به درجه استادی بود.

جان کلتران ، یکی از بزرگترین نوازندگان ساکسیفون ، در حضور مایلز دیویس و چارلی پارکر شاگردی کرده است. او در روز ۱۲ ساعت را تمرین می کرد. گاهی به قدری تمرین می کرد که لب هایش خونریزی می کردند. گاهی ۱۰ ساعت تمام را تمرین می کرد تا به خلوص کاملی از یک نت دست یابد.

این مورد ما را به سمت حقیقتی دیگر متوجه می کند : تمرین

اجرا نه

تمرین.

 

تمرین این نیست که فقط کاری را انجام بدهید تا به سطح  بالا برسید

تمرین کاری است که زمانی انجام می دهید که در سطح بالا هستید و می خواهید بالاتر برسید.

 

بیشتر و سخت تر از کاری که روی بازاریابی ، استراتژی یا تکنیک های تخصصی خود

انجام می دهید ، سخت روی ذهنیت خود کار کنید

همه آنها مهم هستند اما راننده ، ذهنیت شما است.

 

آیا می خواهید عالی باشید؟

یا فقط نسخه ای کلیشه ای از بشر؟

مشتاق پرداخت بهای خواسته های خود باشید

مشتاق انجام الزامات خواسته های خود باشید

مشتاق کنار گذاشتن نفس سبک و ساده خود و مشتاق شاگرد بودن باشید

 

جیمز ری می گوید : “به مدت ۲ ساعت روی سطحی سیمانی روی زانوهایم می خزیدم تا فقط ۱۵ دقیقه یک استاد شرقی را ملاقات کنم. در آن زمان یک شخصیت برجسته اجتماعی ، نویسنده ای پر فروش و تاجری موفق بودم. اما همه آن ها را بیرون از آن صومعه گذاشته بودم.

او به من گفت که ظروف داخل آشپزخانه را بشویم (که اصلا خوشم نمی آمد) و من هم بالافاصله انجام دادم . با تمام قوا و مشتاقانه.

و آن کار فقط خراش دادن سطحی از مانع بود. من هزاران ساعت و هزاران دلار برای مطالعه ، گوش دادن ، یاد گرفتن و تمرین کردن ، صرف کرده ام.”

 

همانطور که متوجه شده اید ، هیچ دکمه ای برای موفقیت و هیچ التیام سریعی وجود ندارد. باید کار کنید و انجام دهید.

 

باید به حدی مشتاق باشید که ۱۰ سال از عمر خود را

در گمنامی سرمایه گذاری کنید تا شاید یک میراث جاودانه از خود باقی بگذارید.

 

اگر می خواهید استاد شوید ، باید بهای آن را بپردازید.

آیا مشتاق هستید؟

خیلی از افراد در آن حد مشتاق نیستند و این ایرادی ندارد.

دل بریدن از همه چیز برای رسیدن به درجه استادی کار هر کسی نیست.

 

دیدگاه ها بسته شده است