رهبران آینده روحیه مبارز دارند – بخش اول

مولتی من - چند برابر شوید - توسعه مهارت فردی برای کسب ثروت و موفقیت

 

رهبران در هر دو زمینه زندگی و تجارت داخل گود مبارزه هستند.

آنها روزانه با شیاطین درونی و محدودیت های درونی خود مبارزه می کنند

و سعی می کنند در دنیایی از “مکفی ها” و “رفع تکلیف ها” محکم و بی همتا باقی بمانند.

 

تجارت برای مبارزان و رزم آوران است.

زندگی سخت است و تجارت می تواند سخت تر هم باشد.

یک رهبر واقعی باید استحکام ذهنی و قدرت احساسات خود را روز به روز توسعه دهد و برای ورود به گود مبارزه در هر روز آماده باشد.

اگر فکر می کنید کشمکش های شما با مقاومت درونی خود ، یک مبارزه نیست ، پس بهتر است دوباره فکر کنید.

علم روانشناسی ثابت کرده است که افراد اکثراً دارای یک “تعصب منفی گرا”  هستند. در حالی که تعصب ممکن است زمانی در نقطه ای از زندگی به کار ما آمده باشد ، این را باید در نظر داشت که آن دوره از زندگی گذشته است.

اجداد ما همیشه باید حواسشان به یغماگران می بود. همیشه نیاز داشتند به تک تک خطرات محتمل در هر لحظه ای فکر کنند. یک اشتباه ساده ممکن بود به قیمت جانشان تمام شود.

اما امروزه اینگونه نیست. در حالی که اتفاقات زیادی اطراف ما رخ می دهد و طبیعت ما را تهدید می کند اما با بسیاری از آنها درگیر نمی شویم.

به همین علت ، باید بجای جستجو به دنبال خطرات ، ذهن خود را مجدداً برنامه ریزی کنیم تا بتوانیم فرصت ها را کشف کنیم.

مغز مارمولکی خود را شکست بدهید. دیگر زمان استتار و تطبیق با شرایط نیست. باید شرایط را خودتان فراهم کنید. در یونان و روم باستان ، فوبوس ، خدایان میدان نبرد بود. خدایان ترس باید مغلوب شود.

 

تصورات می تواند بهترین دارایی شما برای ایجاد فرصت های جدید باشد.

همچنین اگر بدون کنترل رهایش کنید ، می تواند بزرگترین دشمن خونی شما شود.

 

 

رهبر مبارزی که درباره آن صحبت می کنیم ، از قوم های وحشی نیست. او فراتر از اینها ، یک نمونه بارز از تعهد برای رسیدن به هدف و قدرت والاتری است که از خودخواهی ناچیزش بزرگتر است.

 

بزرگترین دست آورد کیفی برای رهبر آینده ، کیفیت خوداگاهی و خودفرماندهی است.

 

مبارز واقعی خود و هدفی که برای آن مبارزه می کند را به خوبی می شناسد. هدف او شکوه و عظمت والا و خودفرماندهی حد اعلی است تا بتواند به خود بگوید که چه چیزی می خواهد و به دنبالش برود.

 

تعریف اراده این است که به خود دستوری دهید ، سپس از آن پیروی کنید

حتی زمانی که آن را دوست ندارید یا به شدت سخت است.

 

 

خودفرماندهی محصول جانبی خودآگاهی و خودمختاری است. یک رهبر خودش اهداف خود را تعیین می کند و خودش مقصود و مسیر خود را تعریف می کند. اگر دیگران یک رهبر را درک کنند ، خوب است. و اگر درک نکنند ، او مشکلی ندارد و کاملا این عدم درک را قبول می کند.

یک رهبر واقعی توسط حجم انبوه مردم غرق نمی شود. او بخوبی می داند که چرا اینجا است  ، چه مبارزه ای در پیش دارد و باید چه کاری انجام دهد.

هیچ چیز نمی تواند او را از عاقبت تعریف شده اش باز دارد.

 

بدون هدف ، ما وجود نخواهیم داشت.

این هدف است که ما را به وجود آورده ، به دیگران

متصل می کند ، می کشاند ، راهنمایی می کند ، حرکت می دهد و

این هدف است که ما را کنار هم نگه می دارد.

 

 

رهبر مبارز ، بخاطر وضوح اهداف است که مبارزه می کند و می داند که در جهت چه چیزی باید مبارزه کند.

در دنیایی که بخاطر پول و مادیات دچار هرج و مرج ، اهداف والا را فراموش کرده ایم.

زمانی رهبران بزرگ جهان به سمت انسانیت و برابری هدایت می کردند و به دنبال پایین کشیدن دیوار های میان ملت ها بودند ، اما این روزها به دنبال پول ، اقتصاد و ساختن دوباره دیوار هستند ، حتی دیوار فیزیکی.

زمان آن فرارسیده است که اهداف واقعی را بازگردانیم و رهبر مبارز درون خود را آزاد کنیم. برای رهبری واقعی باید از رهبری آغاز کرد و از زندگی خود نگهداری کرد. زمانی که حتی ذره ای ایمان داشته باشید ، کرور کرور برکت به سمت شما سرازیر می شود.

این دقیقاً همان روحیه مبارزی است که رهبران آینده باید داشته باشند.

 

 

نپرسید دنیا چه چیزی نیاز دارد.

در واقع باید سوال کنید چه چیزی شما را زندگی نگه می دارد

و بروید و انجامش دهید. چون دنیا به چیزی نیاز دارد که مردم را زنده نگه دارد.

 ~ هاوارد ثورمن

 

دیدگاه ها بسته شده است