آزاد سازی نبوغ خلاقیت

از ایده های جدید نترسید از ایده های قدیمی بترسید که عملی نکرده اید آزادسازی نبوغ خلاقیت - مولتی من - چند برابر شوید - موفقیت و ثروت آفرینی

بگذارید همین ابتدا سرراست برویم سر اصل مطلب : خلاقیت نامحدود است. هرچه بیشتر از آن استفاده کنید ، جستجویش کنید و بروز دهید ، بیشتر تولید و تصرفش می کنید.

پس اگر فکر می کنید که خلاقیت شما محدود است یا از دست رفته است و … ، باید این افکار را دور بریزید.

 

چگونه می توانیم طرز تفکر خود را تغییر دهیم؟

چند دقیقه ای به این سوال فکر کنید.

شاید تا این مرحله از زندگی چیز مهمی برای شما وجود نداشته است. در نقطه ای که تصمیم می گیرید در مورد خودِ فکر کنید ، اگر بتوانید طرز فکر خود را تغییر دهید ، می توانید همه چیز را تغییر دهید.

 

اولین گزینه برای اینکار ، تغییر محیط اطراف است. که این کار برای همه ما معیاری برای ارزیابی افرادی است که در زندگی ما قرار دارند. بیشتر از همه افرادی که اجازه می دهیم بر ما تاثیر گذار باشند.

 

هر کسی در زندگی ما حرف می زند

هر کسی در زندگی ما حرف می زند ، اما کلید ، داشتن بینش کافی است برای اینکه به کدام یک از آنها گوش کنیم.

شما به یک “حلقه مقدس” نیاز دارید. اینها افرادی هستند که به قصد و آگاهانه وارد زندگی خود کرده و به خود نزدیک می کنید. جیم ران می گفت : “درآمد شما میانگین پنج نفری خواهد بود که بیشترین وقت خود را با آنها سپری می کنید.”

در این نقطه این مسئله را فراتر می بریم ، روابط ، سلامتی ، ازدواج و خوشبختی کلی شما ، میانگین همین موارد در پنج نفری خواهد بود که بیشترین وقت را با آنها سپری می کنید.

بیشتر ما توسط افرادی احاطه شده ایم که به ما اجازه می دهند همینطور که هستیم ، بمانیم. در حقیقت ، برخی اوقات این افراد این مسئله را از ما درخواست می کنند. بعد از همه اینها ، به شکلی که هستید دوستتان خواهند داشت. این تنها قسمت خوب ماجرا است.

نیمه تاریک ماجرا زمانی است که این افراد با رشد شما تهدید می شوند. چون از این می ترسند که پشت سر گذاشته شوند. و اگر اینگونه باشد ، ناخوداگاه تلاش می کنند تا تمام دستیابی های شما به موفقیت که تا کنون برای آنها تلاش کرده اید را نابود کنند. (حتی بدون اینکه حواسشان باشد که چنین کاری می کنند)

احتمالا افراد منفی در زندگی خود دارید. ممکن است با یکی از آنها ازدواج کرده باشید. خب کاری است که شده ، مجبور نیستید آنها را رها کنید (البته در برخی موارد ممکن است بهتر باشد که اینکار را بکنید). اما ممکن است مجبور باشید زمانی را که با آنها سپری می کنید ، تنظیم کنید.

انرژی روابطتان را بر اساس ترتیب آشنایی با اطرافیان خود ، تقسیم نکنید. حواستان به اینکه با چه کسانی وقت میگذرانید ، باشد.

 

اگر افرادی در اطراف شما وجود دارند که می گویند :

  • ما همیشه به این روش اینکار را انجام داده ایم
  • سری که درد نمی کند ، دستمال نبند
  • داخل چهارچوب حرکت کن.
  • به اندازه دهان خودت لقمه بردار.
  • نمی توانی بیشتر از این به درد بخور باشی؟
  • از قوانین پیروی کن.
  • نمی توانیم اشتباه کنیم.
  • قوانین فقط به نفع خودت است.
  • آیا کمی جاه طلبانه/خودنمایی/پر زرق و برق نیست؟
  • شدنی نیست.
  • هیچ کسی تا به حال اینکار را انجام نداده است.
  • آب که سر بگذرد ، چه یک وجب ، چه صد وجب.
  • با یک گل بهار نمی شود.
  • خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
  • و لیست ادامه دارد…

این یک علامت هشدار است که توسط افرادی احاطه شده باشید که شما را عقب نگه دارند. (یا دقیقتر بگوییم : خودتان اجازه می دهید که شما را عقب نگه دارند). حواستان باشد وقتی در مورد آزاد سازی خلاقیت شما صحبت می کنیم ، در واقع در مورد ایده ها و قدرت ذاتی آنها حرف می زنیم.

 

ایده ها در زمان به وجود آمدن هنوز شکننده هستند

ایده ها قطعا با بی اعتنایی ، تعلل در اجرا یا عدم دقت در بررسی ، کاملا از دست می روند. شما به کسی نیاز دارید تا ایده هایتان را پرورش دهد.

ایده ها از همدیگر تغذیه می شوند. هر ایده ای  بر پایه ایده های دیگر بنا می شود تا ایده های قوی تر شکل بگیرد. دستیابی به موفقیت ها معمولا چیز جدیدی نیستند ، بلکه نتیجه دو عنصر موجود هستند که طرحی جدید پدید می آورند.

به عنوان نمونه ، شما ایده ای خوب به من ارائه بدهید تا من ایده ای عالی از آن به شما بدهم.

از ایده های جدید نترسید ، از ایده های قدیمی بترسید که عملی نکرده اید. بسیاری از موفقیت ها زمانی حاصل می شود که فرضیه ای را مطرح می کنید و سوالی ایجاد می شود. حتی فردی با هوش متوسط هم می تواند متوجه “پاسخ غلط” شود. اما هوشتان باید به قدری باشد که بتوانید “سوال غلط” را تشخیص دهید.

دومین پیشنهاد این است که در سال دو بار در کنفرانس ها و همایش هایی که خارج از رشته فعالیت و تحصیلی شما است ، شرکت کنید تا بتوانید برای فکر کردن و تشخیص  اطلاعات در عرصه های متفاوت بسیاری ، تقلا کنید. هر سال در دو کنفرانس که خارج از حیطه کاری من است شرکت می کنم تا در موقعیتی قرار بگیرم که نادان ترین فرد آن محیط باشم.

اگر خرده فروش هستید ، به کنفرانسی در زمینه بازاریابی اینترنتی بروید. اگر بازاریاب اینترنتی هستید به کنفرانسی در زمینه تولید بروید. اگر یک مدیر هستید ، به کنفرانسی در زمینه ریاضیات بروید.

برای اینکه یک متفکر منتقد شوید ، برای اینکه یک متفکر خلاق شوید ، باید  به چالش کشیده شوید. شما به چالش هایی نیاز دارید که باعث شود خلاقانه ، منتقدانه ، منطقی و جانبی فکر کنید.

 

دیدگاه ها بسته شده است